Archive for the ‘شعر’ Category

h1

عاشورای حسینی و شرط بندی ایرج میرزا

ژانویه 9, 2009

بیچاره چه می کشی خودت را// دیگر نشود حسین زنده
کشتند و گذشت و رفت و شد خاک// خاکش علف و علف چرنده
من هم گویم یزید بد کرد// لعنت به یزید بد کننده
اما دگر این کتل مثل چیست// وین دسته خنده آورنده
تخم چه کسی برید خواهی// با این قمه های نا برنده
آیا تو سکینه یی که گویی //سو ایستمبرم عمیم گلنده
کو شَمر و تو کیستی که گویی// گل قویما منی شمیر النده
تو زینب خواهر حسینی// ای نره خَر سبیل گنده
خجلت نکشی میان مردم// از این حرکات مثل جبده
در جنگ دو سال قبل دیدی// شد چند کرور نفس رنده
از این همه کشتگان نگردید// یک موی ز تخم چرخ کنده
در سیزده قرن پیش اگر شد //هفتادو دو سر ز تن فکنده
امروز چرا تو میکنی ریش// ای در خور صد هزار خنده
باور نکنی بیا ببندیم// یک شرط به صرفة برنده
صد روز دیگر برو چو امروز// بشکاف سر و بکوب دنده
هی بر سر و ریش خود بزن گِل// هی بر تن خود بمال سنده
هی با قمه زن به کلة خویش// کاری که تبر کند به کنده
هی بر سر خود بزن دو دستی// چون بال که میزند پرنده
هی گو که حسین کفن ندارد// هی پاره بکن قبای ژنده
گر زنده نشد، عنم به ریشت// گر شد عن تو به ریش بنده

h1

No comments

اکتبر 14, 2008

 

hejab

hejab

 

 

Ardeshit Mohasses

Cartoon from here

h1

حسرت

ژانویه 10, 2008

پر پرواز ندارم ولی دلی دارم و حسرت درناها…

h1

انار ترش

ژانویه 5, 2008

یک بقل خنده خشکیده بر لب
یک دست نیلوفر تشنه
یک نفس عمیق انار ترش
یک سبد آینه حصیری
یک بشقاب قلب شکسته
و دو تا بوی معشوق
در کنار سفره بود
ولی باز درد
و حسرت
فضا را پر می کرد
ناله های عمیق دخترک
که تو را در آغوش می فشرد
تا شاید تسکین یابد
در پرده گوش خنجر فرو می کند
و آهی که همه چیز را تمام کرد
هرگز خود تمام نشد

h1

تب پنجول گربه

دسامبر 14, 2007

خوب من نمی دونم اینا از کجا میان، ولی قطعا از یه جا میان؛ خدا کنه برا من هم بیان…
نمی دونم چطوری این کارو میکنن ولی می دونم کارشونو خوب انجام میدن؛ خدا کنه مجانی باشه…
آره به من تب پنجول گربه میدن؛ تب پنجول گربه…

اولین باری که این مرضو گرفتم فقط ده سالم بود؛ از پیشی همسایه گرفتم؛ رفتم دکتر و درمانش کرد… ولی فکر کنم من بازم میخوام.

این گربه های نازنازی به من تب پنجول گربه میدن، تب پنجول گربه، از نوع حاد، پنجول گربه، آخ تب پنجول گربه.

خطرناک نسیت، دردم نیومد، ولی قاط زدم، میدونی وقتی نمیدونی دیگه چه کار کنی انگار این مرضو گرفتی…
باعث میشه یه مرد گنده گریه کنه، گریه، زار زار! بگه پس کی میای پیشم گربه من؟ کی تخت خوابم رنگتو میبینه؟

خوب من هم خرخر  یه پیشی رو با پنجولم در آوردم. میدونن که دارن از من این مرضو میگیرن. البته اونا میدونن کجا برن وقتی که به عشقشون احتیاج دارن…

و میدونن که این مرضو از من گرفتن. من هم به اون پیشی های نازنازی تب پنجول گربه میدم. تب پنجول گربه. از نوع حاد، پنجول گربه. آخ! تب پنجول گربه.

 پ.ن. وای که عجب چیزیه این تب پنجول گربه.

h1

Bird of the morning

دسامبر 4, 2007

ترجمه مرغ سحر به انگلیسی – نعیم.

Bird of the morning,
Start groaning.
Refresh my sting.

By your flaming sigh,
Smash this cage,
And mess up every single thing.

Nightingale, whom locked is, your wing.
Come out of the cage,
Sing for the freedom of human being, In this age
And with a breath, fill this dense dust with all the rage
Flame up the whole thing.

Cruelness of the ruthless,
Callousness of the hunter,
Ruined my shelter,
Oh God,
Oh Cosmos,
Oh, the nature,
Please turn our dark night to the morning.

Its spring, its budding,
Clouds in my dew eyes are raining,
This cage is like my heart, tight and dim; depressing.

Flame up the cage. Oh moan! the blazing.
Nature! Don’t pick my life flower with your hand gleaning.
The flourishing flower! Look at the amorous, distressing.
Look more please.

And
The amorous bird,
Shorten please.
Shorten!
Your story of suffering.

h1

The great wall of China

نوامبر 25, 2007

So short is, the touch
So long is, the loneliness
The great wall of China is under her feet
The forbidden city. The tomb of bless
Grilled scorpions may bite
When the sun
Comes up from the east
And I can hear
The sound of butterfly’s wings in my near
That flies to China, searching for a lake
And I can touch
The cold breath of distance
Who prisoned the time
And rubbed the wind
In the middle of the oceans
… Such a crime
With my
Trembling fingers
Beating the sense.

By Naiem
Spring 2007

h1

سه خرس

نوامبر 12, 2007

داستان سه تا خرس (گوم سه ماری) یک شعر خیلی کوتاه آهنگین کره ایه که مخصوص بچه های کوچولوست ولی چون به نظر من خیلی قشنگه ترجمه فارسیشو این پایین می نویسم. به صورت آهنگین بخونید (مثلا مثل اسب سفیدم خیلی قشنگه … البته دقیقا باید با ریتم شعر اصلی کره ای خوانده شود که یو تیوب آن موجود است )

 

سه تا خرس مهربون
یه خونه کوچیک
بابا خرس
مامان خرس
نی، نی خرس

 

بابا خرسه تپلی
مامان خرسه نازنازی
نی نی خرسه کوچولو و شیطون
بزرگ می شد؛ نم نم نم ….

 

متن اوریجینال:
گوم سماریگا
هانجیبه ایسا
آبا گوم
اوما گوم (میم اول مشدد)
ا_ گی گوم (مثل یانگوم بخونید)
آ با گوم من دنگ دنگ هه (بضم دال)
آ ما گوم من نار سین هه
ا_ گی گوم من ناموگیاوا
اسک اسک جاراندااااا (بضم الف و سین و همچنین سین مشدد)

h1

ای وای که غربت آدمو جواد میکنه!

اکتبر 27, 2007

ای وای که غربت آدمو جواد می کنه!
میگی نه!

 

پس ده بیا………

 

آه!!! ده بیاااااا! حالا!!! تکون بده!! ایول بلا!!! اینوری! حالا اونوری! اوه! سوت! ایول ولو!
سنگو زدم به تیشه
دوست دارم همیشه
تپولی ریزه میزه اینقده بلا نمیشه
دل منو بردی والا چاقاله تردی والا
زلفاتو شونه کردی
همه رو دیوونه کردی
آه!!! تکون!!! ماشالاااا!
ریم دارام دام! ریم دارام دامم!
آره منو کشتی؛ فدات شم
فدای اون ناز و عدات شم
همه میدونن چقده بلایی قسمت من باشی الهی
هر چی بهت میگم نگیر بهونه میگی برو گمشو دلم از تو خونه
خیلی دوست دارم خودت میدونی خداکنه صد سال پیش من بمونی!
آه! حالا یه تکون! بالاترشو..! آره حالا اینوری!!!
الاکلنگ و تیشه
دوست دارم همیشه
توپولی ریزه میزه
اینقده بلا نمیشه!

 

شب که میشه تنها تو کوچه ها میگردم
عشقتو تو قلبم تویی دوای دردم
از نگاه اول به دنبال تو بودم
بیا تپل قشنگم بزار دورت بگردم
حالا بیا!! اه! اوه! اینه! ماشالا!! نازتو!

 

“چروس و تکرار”

 

ریم دام دام! دیری دام دام!
حالا بیا!
دل منو بردی والا چاقاله تردی والا
زلفاتو شونه کردی
منو دیوونه کردی

 

“چروس و تکرار”

 

حالا بیا!!! ایول! حالا برو!!
اینوری بیا! اونوری بیا!
تکونش بده! ماشالا!

 

دیم دارارام دیریم رام……..

h1

ظهر سخت

اکتبر 22, 2007

ترکم نکن آه عزیز دلم
در این روز ازدواجمان
ترکم نکن آه عزیز دلم
صبر کن! صبرکن! صبر

قطار ظهر فرانک میلر را می آورد
باید بسی شجاع باشم
باید بجنگم با آن منحوس هماورد

یا بخوابم چون بزدلی
شکست خورده بزدلی
یا بخوابم چون بزدلی در قبرم

آه که گیر کردن بین عشق و وظیفه
آخر مرا پیر خواهد نمود

به دست تکان دادن ساعت نگاه کن
برای ظهری سخت که فرا راه خواهد بود

در زندان ایالتی با خود عهدی بسته
که یا جای من باشد یا جای او

من از مرگ نمی ترسم؛ اما اوه!!!
چه کنم اگر مرا ترک کنی

ترکم نکن آه عزیز دلم
قولی که دادی هنگام عقد
ترکم نکن آه عزیز دلم

با اینکه سختت است، نمی توانم بیایم
تا فرانک میلر را نکشم
صبرکن! صبرکن! صبرکن! صبر…

فیلم ظهر سخت، High Noon اثر زینمان