h1

درسهای تلخ – رای سبز من نام سیاه تو نبود

ژوئن 21, 2009

دو هفته گذشته از زمانی که خامنه ای با راهنمایی مشاوران روسی اش تصمیم به کودتا گرفت، ایران از خواب برخواست. دبو سیاه فاشیست از چهره کریهش پرده گشود و شیطان واقعی را این بار بدون هیچ حجابی به مردم نشان داد. مردم ایران نشان دادند که چه جسارتی دارند. نشان دادند که اخوان ثالث چه خوب ما را شناخته بود که می گفت: ایرانیان اگر چه صبورند و بردبار، شوخند و شاعرند و ظریفند و می گسار، اما به وقت کار چوکوه اند استوار. گر توسن از تحمل ایرانیان شوی، ناگه اسیر پنجه شیر ژیان شوی. کودتاچیان گرچه به زرنگی خود می بالیدند و در خیال خام خود مردم ایران را مانند مردم کره شمالی میدانستند. ایشان می اندیشیدند که چه ماهرانه دارند ما را می فریبند فکر می کردند که چقدر باهوشند که با شیوه های هیتلری در قرن بیست و یک جماعتی که تاریخ دنیا را ساخته اند فریب می دهند. اما این گرگها نمی دانستند سکوت مردم از نجابتشان است. رهبری که اخوان ثالث را ستایش کرده بود؛ اشعارش را جدی نگرفته بود. فکر نمی کرد که گر توسن از تحمل ایرانیان شود، ناگه اسیر پنجه شیر ژیان شود.

این شیر ژیان امروز بیدار شده و مردمی که چو کوه استوار خواهند ایستاد حیرت جهانیان را بر انگیخته اند. مردم مغرور و شجاع ایران! ما تروریست نیستیم، این را همه می دانند ما آزاد زنام و آزادمردانی هستیم. آن شیر ژیانی که بزرگوارانه به کفتارها اجازه داده شکارش را به غارت ببرند. آن شیر ژیانی که چون از جای برخیزد به یک حرکت پشت کفتار خبیث را می شکند. ما مردم ایران امروز چون کوه ایستاده ایم و هنوز گازهای کینه توزانه کفتار را با لبخندی متین جواب می دهیم.

دخترانمان که بر ایشان خرده می گرفتیم که خود را صرف آرایش کردن و عمل بینی کرده اند به ما نشان دادند که چه کوته فکر بودیم. به ما نشان دادند که آرایششان از روی عشق به زیباییست و این زیبایی که در درون آنهاست امروز عیان شد. دخترانی که کفتارهای مسلمان نما وقیحانه در مجالس درسشان به آنها نمره می دادند و با ماشین و اموال شخصی خود مقایسه می کردند نشان دادند که لیاقتشان فقط خداست. نشان دادند که زیبایی را بیشتر از جان دوست دارند و نشان دادند که زاده شده اند تا زیبا باشند و چه زیبا در جلوی صف آزادی جان باختند تا به ما ثابت کنند گلگونه گونه هایشان والاترین متاع است. خونی که دیروز گونه های ندا را رنگین کرد امروز کابوس کفتارهای غاصب شده است.

سفاهت و حماقت کودتاچیان در انجام تقلب و اصرار بر کودتای مضحکشان چنان بود که شانسی برای پیروزی خود باقی نگذاشته اند. کودتاچیان فکر نکردند که خودشان هم برای مشاوران روسشان ارزشی ندارند و در صورت شکست کودتا فقط مهره های یک نقشه ناموفق بوده اند. شکستی که امروز مبرم شده است که دیر یا زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد. مردم ایران امروز دوستان و دشمنان خودشان را می شناسند. بیایید این روزها را واو به واو مکتوب و ضبط کنیم. دوستان و دشمنان تاریخی مردم را بشناسیم. ببینیم نمایندگانمان را در مجلس که در حمایت از دروغ و تقلب خون عزیزانمان را هدیه می کنند. ببینید آیات عظاممان را – آنان که برای یک کاریکاتور خود را پاره می کنند و برای یک کتاب فرمان جهاد می دهند برای حقیقت و راستی و برای خون پاک جوانان این سرزمین پشیزی ارزش قائل نیستند. آنان که دینشان همان سیاستشان است برای خونهای ریخته از نوشتن چند خط ناقابل ابا دارند من نمی فهمم که از چه می ترسند؟ نمایندگان خدایی که خدا را در اولویت چندم پرستش قرار داره اند. می دانیم که برایشان سخت است ولی این روزها باید در تاریخ ثبت شوند تا ما ایرانیان دوستان و دشمنانمان را بشناسیم. دریابیم هنرمندانمان را و دریابیم قهرمانانمان را که با تمام فشاری که متوجه آنان است بدون اینکه هیچوقت ادعایی داشته باشند به حمایت از مردم برخواسته اند. دریابیم دخترانمان را که ثابت کردند چو آهو میمانند ولی دل شیر دارند. دریابیم پسرانمان را که خون سرخشان بی دلیل نیست که بر پرچم ایران نشسته. دریابیم مردمان را که گرچه فکر می کردیم پشت هم نیستیم ولی ثابت کردیم که به وقت کار یکی هستیم و چو کوهیم استوار.

بیابیم این اتفاقات را به فال نیک بگیریم و به عزیزانمان بگوییم که با خونتان بزرگترین درسها را به تاریخ ایران دادید. درسهایی که شاید هیج وقت بدون دادن خون گرفته نمی شد. بیاییم دعا کنیم که حاکمان بفهمند که در این بازی کثیف از همین امروز باخته اند. دعا کنیم آنانی که هنوز غرق در کثافت نشده اند به مردم بپیوندند و نگذارند جانهای بیشتری گرفته شود.

درود بر مردم ایران زمین. درود. درود. درود.

یک نظر بنویسید