Regarding to the last week shark attacks in Australian waters, I think the sharks are members of terrorist groups.
Archive for ژانویه, 2009

مناظره من و عرب
ژانویه 15, 2009در زیر مناظره من با یکی از دوستان عرب، دانشجوی دکترای کامپیوتر دانشگاه سیدنی است را مطابق واقعیت می خوانید:
گفت: بیا آدم شو و نماز بخوان و به اسلام بازگرد
گفتم: این چه دینی است که تمام اقلیت ها چه دینی چه فکری چه جنسی باید کشته شوند
هیچ نگفت
گفتم: این چه دینی است که در کتابش می گوید زن خود را اگر به حرفت گوش نکرد فلان کن و فلان نکن و کتک بزن. چرا نمی گوید مرد خود را که بد است کتک بزنید
گفت: خودت می دانی که زنها کم عقل ترند
گفتم: چه دینی است که ادعای کرامت انسانی می کند وتمام بزرگانش به کنیز کشی و غلام کشی و سوء استفاده های مختلف از انسانها اشتغال داشته اند. چگونه ادعای حفظ کرامت انسان می کنند که برده داری را نفی نکرده اند
گفت: در دوران بربریت آن روز نمی شد برده داری را منع کرد
گفتم :خاموش! که من ایرانیم و کوروش ما هزار سال قبل تر از اسلام برده داری را ممنوع کرده بود وشد
نگفتم که ما امروز آرامگاهش را زیر آب کرده ایم
مکثی کرد و گفت: حرفهای قشنگی می زنی ولی به حمد الله ایمان من آنقدر محکم است که حرفهای تو ذره ای از آن کم نکرد.
گفت: شما ایرانیها اصلا مسلمان نیستید و اسلام را نمی شناسید
گفتم: افتخار می کنم
گفتم: خوب بحث تمام برادر برویم چیزی بخوریم
گفت: برویم
گفتم: خیلج فارس یادت نرود
گفت: خوب بابا

ارتباط مشکوک من با اسرائیل
ژانویه 12, 2009مدتی است که در جریان مناقشه اسرائیل و حماس در نوار غزه عناصر مشکوک فریب خورده اسرائیلی به سمت من گرایش پیدا کرده اند و تلاش بی وقفه ای در جهت فریب دادن من دارند غافل از اینکه حقیر بادی نیست که از این بیدها بلرزد. دلیل این مدعا اتفاقات پیوسته ایست که برای من افتاده و عقل سالم حکم می کند که دست صهیونیست های حنایتکار پشت این اتفاقهاست:
اولین مورد دعوت شام صاحبخانه سابق اسرائیلی من بود که سعی کرد با تعارف شراب ناب پانزده ساله مرا بخرد و به استخدام صهیونیست در آورد که البته من هم شراب را خوردم و هم بیلاخ دادم که البته در فرهنگ منحط غربی معنی موافقت کردن دارد ولی ما خود می دانیم که یعنی چه!
صهیونیستها پس از اینکه از تطمیع من نا امید شدند از در دیگری وارد شدند که با حضور غافلگیرکننده خانواده اسرائیلی که مادر بزرگ خانواده مذکور در ایام قدیم ایرانی هم بوده در منزل شخصی من بود که به اصطلاح آمده بودند تا واحد آپارتمانی ما را برای دخترشان کرایه کنند ولی خدا می داند چه قصد پلیدی پشت این حرکت بود.
پس از اینکه حجوم اسرائیل از زمین و هوا ناکام ماند صهیونیست ها به حمله الکترونیکی وبلاگی روی آوردند که سند این مدعا مراجعه کنندگان تلاویو به وبلاگ بنده است.


عاشورای حسینی و شرط بندی ایرج میرزا
ژانویه 9, 2009بیچاره چه می کشی خودت را// دیگر نشود حسین زنده
کشتند و گذشت و رفت و شد خاک// خاکش علف و علف چرنده
من هم گویم یزید بد کرد// لعنت به یزید بد کننده
اما دگر این کتل مثل چیست// وین دسته خنده آورنده
تخم چه کسی برید خواهی// با این قمه های نا برنده
آیا تو سکینه یی که گویی //سو ایستمبرم عمیم گلنده
کو شَمر و تو کیستی که گویی// گل قویما منی شمیر النده
تو زینب خواهر حسینی// ای نره خَر سبیل گنده
خجلت نکشی میان مردم// از این حرکات مثل جبده
در جنگ دو سال قبل دیدی// شد چند کرور نفس رنده
از این همه کشتگان نگردید// یک موی ز تخم چرخ کنده
در سیزده قرن پیش اگر شد //هفتادو دو سر ز تن فکنده
امروز چرا تو میکنی ریش// ای در خور صد هزار خنده
باور نکنی بیا ببندیم// یک شرط به صرفة برنده
صد روز دیگر برو چو امروز// بشکاف سر و بکوب دنده
هی بر سر و ریش خود بزن گِل// هی بر تن خود بمال سنده
هی با قمه زن به کلة خویش// کاری که تبر کند به کنده
هی بر سر خود بزن دو دستی// چون بال که میزند پرنده
هی گو که حسین کفن ندارد// هی پاره بکن قبای ژنده
گر زنده نشد، عنم به ریشت// گر شد عن تو به ریش بنده



