h1

هربار که از وطن خود یاد می کنم نفرین بر دل سیاه صیاد می کنم

ژوئن 12, 2008

هربار که از وطن خود یاد می کنم  نفرین بر دل سیاه صیاد می کنم

اشتباه نکنید این شعر را نه پشت پنجره یک وانت نیسان دیده ام نه روی گلگیر کامیون یا پردا اتوبوس. این شعر را وقتی داشتم توی نت شهرام شب پره گوش می کردم شنیدم. آخه یکشنبه کنسرت این نره خره و منم دارم تشریف می برم گفتم خوبیت نداره چیزی ازش بلد نباشم. این شد که رفتیم تو گوگل و زدیم شهرام شبپره و هی گوش دادیم به خزعولات دمبولی که کم کم بدمون هم نیومد. این شعر خداییش اثر عجیبی روی من گذاشت در حدی که پشمهای ماتحتم فر خورد و قلبم به درد اومد و چند تا فحش ناموسی آبدار نصیب صیاد ***کش کردم. ای که الهی **** بشی و ***** و *** بر **** ****… (خودتان جایگزین کنید ما از آوردن کلمات ناجور معذوریم). حالا با روحی آماده داریم میریم شهرام جون رو زیارت کنیم. بلیط البته روی صندلی های دور از سن هست که اینشالا کنسرت خر تو خره و ما هم می ریم اون جلو ملو ها که قشنگ بتونیم حاجیمونو دید بزنیم. شاید دستی هم به ذریح رسوندیم و البته که بسی قر خواهیم داد. حالا این شعر عین خوره افتاده تو دهنم و هی زیر لب تکرارش می کنم. ای خدا بگم چه کارت کنه صیاد فلان فلان شده …
موسیقی پاپ ایرانی شباهتی با موسیقی پاپ غربی داره از این بابت که ساختار موسیقی غربی رو با تاکید به ریتم شش هشتم کپی می کنه ولی از طرفی نه میتونه دل از قر و قنبیل ایرانی برداره و نه می تونه ساختارهای غربی و جدیدا آفریقایی-آمریکایی رو بی خیال شه. ما هم این وسط طبیعتا حالشو می بریم و هم از موسیقی غربی هم ایرانی هم ایرانی تطبیق داده شده و … استفاده سمعی می کنیم که خدای ناکرده گوشمون به یکیش عادت نکنه جواد یا غرب زده بشیم. اصولا هنر پاپ طرفداران و مخالفان خودشو داره که معمولا طرفدارانش رو کسانایی تشکیل میدن که ادعایی در زمینه موسیقی ندارن و مخالفانش رو کسانایی تشکیل میدن که شنیدن موسیقی پاپ رو شرم و بی کلاسی می دونن ولی تو قایمکی هدفون تو گوش کونشونو قر میدن و میگن دارم باله دریاچه قو گوش می کنم ولی نمی دونم چرا این لا مصب برا خودش تکون می خوره. ما که از وقتی از بر و بچ رفقای موزیک باز دور شدیم توی آی پادمون فقط آهنگهای دوزاری عهد بوق پیدا میشه. یکی که مرامی بزاره و مارو آپدیت کنه خیلی خوبه. فعلا چند تا پازل گرفتم ده دلار باهاشون وقتمو به فاک میدم تا خدا بخواد و ما رو یه کم آدم کنه. معمولی معمولی گوگولی مگولی…

4 نظر

  1. ( با لهجه ی «اصلان خان» همه ی «ک» ها و «گ» ها دستَه دار خوانده شن لوطفن) :

    سوتی را که دادی بالام جان

    در همین راستا که خودت گفتی می تانی یی خاطره ی گشنگ از راهپیمایی های سالگردَ بیست و دیم بهمن در کودکی ات برایَ خوانندگان اینجا تعریف کنی گوربانت برم؟

    پ.ن. ما که جنبه ی تعریف نداریم آما ناگوفته نماند این وصله ها به تان نمی چسبد. همین که نسب تان یی جورهایی حوالی گزوین است یا همین که گبل تر از دکترای تان آنجا درس خواندید کافی است ما بدانیم داستان بر عکس است. آره، بابام جان


  2. به دل نگیری بالام جان! لحن طنز خودت به وجدم آورد یه کم سر به سرت بگذارم

    احمد جاسوس مای کام و ایمان بازنشسته ی تالیا مقاله شون پذیرفته شده دارن می آن تروندهایم پیش من. همون کنفرانسی که انقدر خفت ات کردم که بجمب کار کنیم بفرستیم. از دست ات رفت این سری. از این به بعد پیشنهادهای من رو جدی تر بگیر جیگر


  3. نیمای عزیز البته که من از اون لحاظ نگفتم… ضمنا دو سال درس خوندن تو قزوین لکه ننگیه که به این راحتیها پاک نمیشه…


  4. http://blog.nim.ir/?p=416

    جیگر طلا این پست شست و شوی همسترها که یادت هست. دو سه هزار نفر تا حالا رفتن خوندنش در یکی دو روز اخیر چون رفته به سایت بالاترین. فکر کنم خیلی ها هم از تون تو اومدن تو سایت تو. یه کم به روز نگه دار نپرون ملتی که میان رو.

    شمارنده ات کو حالا؟



یک نظر بنویسید