Archive for ژوئن, 2008

h1

محمود افغان یا محمود خودمون

ژوئن 25, 2008

 

از ویکیپدیا:
محمود افغان پسر میرویس‌. رئيس طايفهٔ غلجائی است. پس از مرگ پدر و قتل عموی خود عبدالله وى افغانان ايرانی را در ۱۱۲۰ مغلوب كرد و سردار ايشان اسدالله‌خان را كشت و اين عمل را در چشم درباريان اصفهان خدمتگزارى جلوه داد. محمود در ۱۱۲۴ قصد تسخیر ايران كرد و به كرمان رسيد ليكن لطفعلى‌خان والی فارس عموی فتحعلى‌خان وزير اعظم او را سخت شكست داد و به قندهار گريزاند. در سال ۱۱۲۴ ه‍ . ق. محمود بار ديگر از راه سیستان و كرمان و یزد به اصفهان حمله نمود و در ۱۱۲۴ آنجا را گرفت. وى در ۱۱۲۷ ه‍ . ق. (۱۷۲۵ میلادی) بدست پسرعمویش اشرف افغان به قتل رسيد.

محمود خودمون (مموتی) پس از یک روز پر کار سر بر بالین می گذارد تا دمی افکار پراکنده اش را متمرکز کند ولی از زور خستگی تا جسم بی جان و نحیفش افقی می شود پلکهای ضعیف و خسته اش در مقابل نیروی جاذبه تسلیم می شوند و روی هم می نشینند. هنوز خر و پف مموتی به اتاق بغل نرسیده هاله ای از نور دور سرش حلقه می زند و در عالم رویا روحی  از اجدادش از گذشته های دور به دیدارش میاید: (از آنجایی که روح مربوط به محمود افغان است مکالمه را به لهجه شیرین افغانی بخوانید)
روح: آهای ** کش! چه کار می کنی؟؟؟
مموتی: آهای فحش نده فحش نده *** به **** خوارت. خواب می کنم مگر نمیبینی؟ کار کرده میکنم خستگی خواب می کنم.
روح: هی ** کش! من جد جد جد بزرگوارتم خاطر نمی داری؟ خوارت *** اگر خاطر نیاوری.
مموتی: ها ها یک چیزها به خاطر دارم! خودتی محمود؟ ای ** کش. من مادرت را**** روزگارها نبودی کارت داشته می کنم.
روح: ها! خبر رسیده که دوباره مثل قدیم ایران را گرفته کردی؟ ها! ما اینجا بسیار به تو افتخار کرده میکنیم ** کش. کلی برا همسایه ها آغا محمد خان **کش و غیره وطن دارها کلاس گداشته می کنیم.
مموتی: جد کبیر **کش، من بد وضعیتی گیر وکرده می کنم همه می گویند تو خوار مملکت *** می کنی من می گویم خوب مگر باید دگر کار می کنم با مملکت؟
روح: غمت نباشد پسر گل! من هم ناروا گفته می کردند که مملکت به فاک می کنی و بی لیاقتی می کنی ولی من خودم مملکت داری کرده می کنم اگر من مملکت بکرده کی مملکت بکرده؟؟؟ اگر کرده می کنی؟ من بلد تر می کنم؟؟ ای **کش تو را یکبار دیگه انتقاد می کنی خواهر مادرت عمامه کرده می کنم گه می خوری …
مموتی: آرام بگیر آرام بگیر! صدایت بر من بلند نکن می دهم ***ت را به دور گردنت حلقه کنند  خوارت **یند. بسیار سردار در خدمت دارم ها….
روح: آهای ** حواست به دور و برت باشد، این منتقد های ** کش را خوار و مادرشان سفره میکن دهنشان را *** که من می دانم مملکت داری چگونه کرده کنم و به تو یاد می دهم این آدمهای شهوتران که در دانشگاه ها گذاشته می کنی و رئیس پلیس می کنی را از میان **کش ترین ها انتخاب کن تا خوارت *** نشود.
مموتی: خفه شو خفه شو تیریپ نصیحت بر من گذاشته نکن من خودم ختم مملکت داری ام خوارت *** تو را یک ساعت دیگه نصیحت کن ببینم.
روح: تو غلط می کنی مرا اینگونه صحبت می کنی من سیصده سال تجربه کرده داشته می کنم ای ***** ***
مموتی: ای **کش گه نخور تو اگر سیایت داشته می کردی آن اشرف *** کش را مادرش*** که در هفت هزار سال پیش ترا به قتل نرسانده می کند …
روح: لعنت بر تخم لق که چنین **کشی پس انداختم که بعد 4000 سال مرا فحش می دهد! برو بدبخت تاریخ خوانده کن که بدانی آن اشرف ***کش مرا 7000 سال پیش نکشت و 700 سال پیش مقتول میکند تو غلط می کنی دانش نداری زر می کنی
مموتی: خفه خفه **کش ** به *** خوار و… ترا گیر بیارم! کجایی سردار این ارازل را دستگیر کرده کنی آفتابه بر گردنش آویزان کنی هااااااااااااای!!

در این لحظه مموتی از زور عصبانیت از خواب بیدار می شود.

 

h1

هربار که از وطن خود یاد می کنم نفرین بر دل سیاه صیاد می کنم

ژوئن 12, 2008

هربار که از وطن خود یاد می کنم  نفرین بر دل سیاه صیاد می کنم

اشتباه نکنید این شعر را نه پشت پنجره یک وانت نیسان دیده ام نه روی گلگیر کامیون یا پردا اتوبوس. این شعر را وقتی داشتم توی نت شهرام شب پره گوش می کردم شنیدم. آخه یکشنبه کنسرت این نره خره و منم دارم تشریف می برم گفتم خوبیت نداره چیزی ازش بلد نباشم. این شد که رفتیم تو گوگل و زدیم شهرام شبپره و هی گوش دادیم به خزعولات دمبولی که کم کم بدمون هم نیومد. این شعر خداییش اثر عجیبی روی من گذاشت در حدی که پشمهای ماتحتم فر خورد و قلبم به درد اومد و چند تا فحش ناموسی آبدار نصیب صیاد ***کش کردم. ای که الهی **** بشی و ***** و *** بر **** ****… (خودتان جایگزین کنید ما از آوردن کلمات ناجور معذوریم). حالا با روحی آماده داریم میریم شهرام جون رو زیارت کنیم. بلیط البته روی صندلی های دور از سن هست که اینشالا کنسرت خر تو خره و ما هم می ریم اون جلو ملو ها که قشنگ بتونیم حاجیمونو دید بزنیم. شاید دستی هم به ذریح رسوندیم و البته که بسی قر خواهیم داد. حالا این شعر عین خوره افتاده تو دهنم و هی زیر لب تکرارش می کنم. ای خدا بگم چه کارت کنه صیاد فلان فلان شده …
موسیقی پاپ ایرانی شباهتی با موسیقی پاپ غربی داره از این بابت که ساختار موسیقی غربی رو با تاکید به ریتم شش هشتم کپی می کنه ولی از طرفی نه میتونه دل از قر و قنبیل ایرانی برداره و نه می تونه ساختارهای غربی و جدیدا آفریقایی-آمریکایی رو بی خیال شه. ما هم این وسط طبیعتا حالشو می بریم و هم از موسیقی غربی هم ایرانی هم ایرانی تطبیق داده شده و … استفاده سمعی می کنیم که خدای ناکرده گوشمون به یکیش عادت نکنه جواد یا غرب زده بشیم. اصولا هنر پاپ طرفداران و مخالفان خودشو داره که معمولا طرفدارانش رو کسانایی تشکیل میدن که ادعایی در زمینه موسیقی ندارن و مخالفانش رو کسانایی تشکیل میدن که شنیدن موسیقی پاپ رو شرم و بی کلاسی می دونن ولی تو قایمکی هدفون تو گوش کونشونو قر میدن و میگن دارم باله دریاچه قو گوش می کنم ولی نمی دونم چرا این لا مصب برا خودش تکون می خوره. ما که از وقتی از بر و بچ رفقای موزیک باز دور شدیم توی آی پادمون فقط آهنگهای دوزاری عهد بوق پیدا میشه. یکی که مرامی بزاره و مارو آپدیت کنه خیلی خوبه. فعلا چند تا پازل گرفتم ده دلار باهاشون وقتمو به فاک میدم تا خدا بخواد و ما رو یه کم آدم کنه. معمولی معمولی گوگولی مگولی…