h1

گزارش هفتگی

می 15, 2008

مدت زیادی است که چیزی ننوشته ام. روزگار به هیچ و به سرعت می گذزد و خبری از احساسی نیست که مرا به نوشتن وادارد. نزدیک یک هفته است که مهدی اینجاست و در اتاق من ساکن شده ولی چند ساعت بیشتر او را ندیده ام. میز کارم به یک دانشجوی دکتری می ماند ولی نه هیچ چیز دیگرم. خبر هایی که از ایران دارم به من احساس گناه می دهد. درست مثل وقتی که پای سفره رنگینی نشسته ای و برادرت گرسنه به تو زل زده (البته با کمی غلو). کار می کنم و درس می خوانم و زنده ام و به قولی زندگی می کنم. بعضی اوقات به جسم تنبلم تکانی می دهم و روی دوچرخه ثابت دیگران را بر انداز می کنم و در خیالم سعی می کنم زندگی شان را از شکل ظاهریشان تخمین بزنم. در چند ماه گذشته دو کنسرت آزی اوزبورن و جیمز بلانت را هم رفتم که نهایت فعالیت خاصم بود. مسافرت سیدنی هم البته بدی نگذشت.
از دیدن اوزی خیلی ذوق زده شده بودم به خصوص که گیالریست خفن گروه، همان زک وایلد افسانه ای بود و سولوی پنج دقیقه ای زنده اش چنان که گویند حالی داد عظیم. سیدنی هم که پر عرب و ایرانی و آسیای بود. احساس غربت نمی کردم ولی بر خلاف اینجا که زیاد امثال ما را ندیده اند و فکر می کنند من اروپایی ام، در سیدنی ترک یا عرب بودم. شکر خدا به مرحمت هوشمندی و لیاقت سردمداران، ایران هم چنان آوازه ای در جهان دارد که هر جا نام با صلابتش و عزیزش را به لب می آوری، دیگران بوی طاعون حس می کنند. فقط عکس های زیبایی از تهران در آی پادم با خود به همراه دارم که از هر فرصتی استفاده می کنم تا با نشان دادنشان و چند جمله دروغ مصلحتی کمی آبرو برای خودم و میهنم جمع کنم.

خوب وقت تمام شد. سلام به دوستان برسانید و رویشان ببوسید و دعای خیر بر ایشان کنید سعی کنید آزاد بیاندیشید و وبلاگ من بخوانید و کار بد نکنید و پدر و مادر را احترام کنید و میوه نشسته نخورید و تنبلی نکنید که بزرگان گفته اند تنیل همیشه خوابه، جاش توی رخت خوابه.

3 نظر

  1. salam
    bishtar benevis, neveshtan hamishe aadam ro majboor mikone ke ye kam bishtar fekr kone va bishtar negaah kone…
    omidvaaram haalet khoob baashe doost e khoob e man…
    hichvaght khodet ro faraamoosh nakon behtarin haa ro baraaye khodet bekhaah az har nazar va baa har noghte nazari ke daary behtarin raa baraaye khodat bekhaah…
    take care
    bye


  2. آقا ممنون بابت مدتی که ما اونجا بودیم ،درسته که کم همدیگرو دیدیم اما همون کم هم به من حسابی حال داد . خلاصه کخ آقای دکتر ؛ خیلی چاکریم


  3. سلام عمو دکتر
    خوبــــــــی ؟ فعالیتهای تو هر چقدر هم که کم باشه ولی بیشتر از مال ماست و در ضمن یک هفته ای هست مه مهدی پیش ماست و خبر از حالت دارم شیطون . اسکول اگر لقمان شود …….



یک نظر بنویسید