h1

تقلید کار میمونه

نوامبر 8, 2009

قدیمیا می گفتن اونی که به ما نریده بود کلاغ کون دریده بود. البته این ضرب المثل بعد از انقلاب کاربرد خودش رو از دست داده چرا که کلاغ کون دریده داره صبح تا شب به سر و کول ما بدون زنگ تفریح میرینه. این کلاغ آخری که دیگه ماشالله معجزه قرن بیست و یکمه. حتی خفن ترین قول قصه ها هم بعد از چند سال ریدن بی وقفه لازم داشت ده دقیقه استراحت کنه.

قدیمیا یه چیز دیگه هم میگفتن. اصولا قدیمیها به جز انقلاب کردنشون باقی کاراشون درست بود. می گفتن تقلید کار میمونه حالا این میمون نیم وجبی هم راه افتاده جنبش سبز علفی راه انداخته. یه عده الدنگ با چماق و زنجیر کیسه بوکس که شبا خواب تجاوز می بینند و تو واحد اینترنت بیسج محل یه بند فیلمهای فتیش دانلود می کنند هم شدن اعضای این جنبشن. البته قرار شده بیشتر کار فرهنگی بکنن ولی چون فرهنگ این آدما اصولا گرافیکه یعنی اصولا فرهنگشون بالای هجدهه و بزرگترین افتخار تمام زندگیشون کتک زدن محسن ننه و چاقو کشیدن رو حسین شیشه است و خاطره محافلشون تجاوز هیاتی به یه دختر بدبخت فراریه که تو خاوران خفت کردن از کار فرهنگی این جماعت چیزی بهتر از کهریزک در نمیاد.

یه حرف قشنگ دیگه که قدیمیا می زدن این بود که می گفتن ادب مرد به ز دولت اوست. فالس نیوز که طرفدار دولته و تا دلت بخواد هم دولت داره ولی ادب مدب یوخدی از قول کروبی به موسوی بد و بیراه گفته (البته از ما اصولا از دولت بهره ای نبردیه ایم و جیبمان بهتر از بعضی جاهامان نیست انتظار ادب نداشته باشید). یکی نیست بهشون بگه کروبی خودش یه عمره روزنامه و وبسایت داره و اگه می خواست حرفی بزنه هیچ احتیاجی نداشت پسرشو بفرسته با پیت حلبی مصاحبه کنه یه تک زنگ میزد دفتر بچه ها چاپ می کردن. از آقایون فالس نیوز و سازمان محترم صدا و بوی ملی خواهش می شود در مورد آقای میر حسین موسوی با ادب صحبت کنند و در عوض به همان جنبش علفیشان سرگرم باشند چرا که نصر من الله و فتح قریب.

آخریش رو هم بگم و برم چون که کروبی بت شکن باز هم ثابت کرد که قدیما راست می گفتن که دود از کنده بلند میشه و 13 آبان مقام صغری که بارها ثابت کرده بود بو از سنده (مدفوع بعضی چهارپایان) بلند میشه را یکبار دیگه کنف کرد. دمش گرم ایشالله درد و بلاش بخوره تو سر مقام صغری.

h1

راهنمای گام به گام تولید انسانهای متعصب مذهبی بر مبنای روش سزار میلان

سپتامبر 22, 2009

momenراهنمای گام به گام تولید انسانهای متعصب مذهبی بر مبنای روش سزار میلان

از وقتی چیلی کوچولو (نژاد ترکیبی شیتزو و پودل) وارد خانواده مان شده علاقه خاصی به کتابها و فیلمهای مربوط به روانشناسی سگها پیدا کرده ام. شاید این نوشته به نظر توهین آمیز بیاید ولی خدا شاهد است که قصد توهین به کسی یا چیزی را ندارم و فقط مشاهداتم را از دید انشای دبستان در باب مقایسه دو موجودیت می نویسم تا خواننده قضاوت کند.

سزار میلان به خاطر اجرای شوی تلویزیونی داگ ویسپرر شهرت جهانی پیدا کرده. او روانشناس سگ است و آموزه هایش در مورد روان سگها و روشهای آموزش سگ زبانزد عام و خاص. جسارتا وقتی مطالبش را مطالعه می کنم به یاد حالات روانی خیلی دوستان و و فامیل و مردم دور و آشنا می افتم. البته طبیعی است چون پستانداران شباهتهای ژنتیکی و روانی زیادی به هم دارند و اینکه غرائض انسان با سگ تا حدودی مشترک باشد نه تنها توهین آمیز نیست بلکه بدیهی و قابل درک است.

نکته جالب اینجاست که انگار سیسنم تعصب مذهبی را از روی روش سزار میلان کپی کرده اند. شاید هم سزار میلان روشش را از سیستم تعصب مذهبی دزدیده. الله اعلم. نمونه دقیق یک سیستم تعصب مذهبی آموزه های دینی خود ماست شامل دروس مدرسه و برنامه های تلویزیونی و کلا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. جزئیات را دریابید:

در ذیل نکات آموزشی کلیدی ذکر شده که گام به گام یک سگ مطیع و آموزش دیده و همچنین یک متعصب مذهبی شش دانگ تحویل شما خواهد داد. دقت کنید که این موارد باید دائما در طول زندگی سگ (و یا انسان) تکرار شود. طبیعی است که نتیجه در صورتی بهتر خواهد بود که آموزش از کودکی آغاز گردد.

مربی سگ: دنیای سگهای دنیای سیاه و سفید است. یعنی خوب و بد. شما باید تعیین کنید که چه چیزی خوب است و چه چیزی بد. مثلا اگر دوست ندارید سگتان وارد اتاق پذیرایی شود باید اتاق را کاملا برای سگ ممنوع کنید. ناحیه بد.

مربی مذهبی: دنیای انسانها باید دنیای خوب و بد باشد. حلال و حرام. شما باید تعیین کنید که چه چیزی حلال و چه چیزی حرام باشد. مثلا اگر دوست ندارید مردم در به حیطه هایی وارد شود باید آن حیطه ها را کاملا ممنوع کنید. ناحیه بد، حرام، گناه، کفر یا غیره. مثلا نقد اصولی مثل شخص پیامبر حتی کشیدن تصویرش باید بد باشد.

مربی سگ: خوب و بد برای سگ باید تعریف شود و باید به او آموزش داده شود. کاری کنید که آنچه دوست دارید سگتان انجام دهد با چیزهای لذت بخش مرتبط باشد و آنچه می خواهید انجام ندهد با چیز های ناراحت کننده. مثلا اگر سگ شروع به جویدن کفشتان کرد با یک صدای بلند و حرکت دست او را از ادامه بازدارید. در عوض استخوان پلاستیکی ای که برایش خریده اید را به همراه یک خوردنی کوچی به او بدهید. پس از مدتی این کار باعث می شود که در ذهت سگ جویدن کفش با آن صدا و حالات ناراحت کننده مترادف می شود و در نتیجه حتی در غیاب شما بچه خوبی باشد.

مربی مذهبی: خوب و بد برای انسان باید تعریف گردد و باید به او آموزش داده شود. کاری کنید که آنچه دوست دارید مردم انجام دهند با چیزهای لذت بخش مرتبط و آنچه می خواهید انجام ندهند با چیز های ناراحت کننده مرتبط شود. مثلا اکر کسی در مورد چیزی که شما دوست ندارید حرف زد وعده عزاب و آتش دهید و اگر کاری که شما دوست دارید را انجام داد وعده غذاهای خوشمزه و زنهای زیبا دهید. اگر نمی توانید وعده هایتان را عملی کنید نگران نباشید. دنیای نسیه ای بسازید و همه وعده ها را به آنجا محول کنید. تر جیحا دنیای نسیه تان قابل تجربه نباشد که خدای نا کرده نفی شود.

مربی سگ: تشویق وتنبیه باید با عامل فیزیکی همراه باشد. همیشه کلمه “نه” را با یک عامل فیزیکی ناراحت کننده (مثلا صدای بلند یا یک ضربه کوچک انگشت به پشت) همراه کنید.

مربی مذهبی: تشویق و تنبیه باید با عامل فیزیک شدید همراه باشد و باید اعمال شوند. مثلا کار بد را همیشه با مجازات های فیزیکی چون شلاق، سنگسار و حتی در صورت لزوم اعدام همراه کنید.

مربی سگ: چهار چوب فکری سگتان را در همه جا تعیین کنید. هنگام راه رفتن کتار شما. محل ادرار کردن. حتی زمان غذا خوردن سگتان را مشخص کنید. سگها به یک روتین به راحتی عادت می کنند و از انجام آن لذت می برند.

مربی مذهبی: چهارچوب فکری مردم را در همه جا تعیین کنید. محلهایی که می توانند بروند و یا نمی توانند. چه چیزهایی مجازند بخورند و چه چیزهایی نیستند. حتی زمان خوابیدن و بیدار شدن و غذا خوردن و نخوردن. انسانها به یک روتین به راحتی عادت می کنند و از انجام آن لذت می برند. هر چقدر که سخت باشد. ایشان حتی به هماهنگ کردن خود با روتینی که شما تعیین کرده اید افتخار می کنند.

مربی سگ: جدی بودن خود را در قوانین به سگ نشان دهید. سگها دائما قوانین شما را امتحان می کنند و اگر بفهمند که امکان عدول از آن را دارند کم کم شروع به نادیده گرفتن قوانید شما می کنند.

مربی مذهبی: جدی بودن خود را در قوانین به مردم نشان دهید. انسانها دائما قوانین شما را امتحان می کنند و اگر بفهمند که امکان تشکیک در آن را دارند کم کم شروع به نادیده گرفتن شما می کنند. برای این کار هر تشکیکی را به کفر گویی متهم کنید و شدیدا عقوبت دهید.

مربی سگ: کلیدی ترین نکته در آموزش سگ این است که شما باید هدایت کنند باشید و سگ شما پیروی کننده.

مربی مذهبی: مهمترین نکته در کنترل مردم این است که شما باید هدایت کننده باشید و مردم پیروی کننده. مثلا شما خود را مرجع تقلید بنامید و آنها را آموزش دهید که از شما تقلید کنند.

مربی سگ: در آموزش استمرار داشته باشید.

مربی مذهبی: در آموزش استمرار داشته باشید.

مربی سگ: آموزش را از بدو تولد شروع کنید.

مربی مذهبی: آموزش را از بدو تولد شروع کنید. در گوش نوزاد اذان بخوانید.

مربی سگ: تبریک می گویم. شما اکنون یک سر تربیت شده مطیع دارید.

مربی مدهبی: تبریک می گویم. شما اکنون یک عده مومن متعصب دارید که اگر خوب تربیت شده باشند جانشان را هم برای شما می دهند.

لطفا اگر این متن را خواندید و متعصب هم هستید سعی نکنید که پاچه های شلوار من را از هم بدرید. من فقط مشاهداتم را بیان کردم. اگر شباهتی است فقط از حسن تصادف است.

a

h1

بازی وبلاگی جهت حمایت از زندانیانی که مجبور به اعتراف شده اند. – با جایزه نفیس

جولای 23, 2009

دوستان وبلاگ نویس. خیلی مختصر و مفید پیشنهاد می کنم این بازی وبلاگی را به سرعت تا قبل از پخش شدن کامل اعترافها در تلویزیون آغاز کنیم. قوائد بازی به این صورت است که یک زندانی گمنام مثلا آقای خار مغیلان یا خانم سبزه یا …. اعترافات طنز تلویزیونی اجرا می کند. در پایان به چند تن از شرکت کنندگان بازی که اعترافاتشان با اعترافات پخش شده در تلویزیون همخوانی بیشتری داشته باشد یک دستگاه بی ام و ایکس فایو مجازی هدیه می شود.

h1

وقتی قاتل تقاضای پیگیری پرونده قتل را می کند

جولای 4, 2009

در یکشنبه سیاه پس از رهنمود های مقام عظمی که مداح اهل بیت حاج آقا یوتو (U2) آن را یکشنبه خونین نامید یک خانمی به اسم ن.آ.س. که به دلایل امنیتی از ذکر نامشام معذوریم به ظرب گلوله یک لباس شخصی بسیجی ناشناس که توسط ده ها شاهد شناسایی شد و فیلمهای متعددی هم از صحنه توسط موبایلهای ملت گرفته شده و در یو تیوب به اشتراک گذاشته شده، و حتی یک شاهد دکتر هم داشته که در حال حاظر به علت انجام عمل شهادت بر علیه قاتل (مثل فیلم های مافیایی ایتالیایی که شاهد باید سر به نیست شود) توسط قاتل تحت تعقیب است کشته شد. بعضی عوامل ایشان را شهید نامیدند که البته به دلیل اینکه ایشان ریش و چفیه نداشت تکذیب می شود. شهید که این شکلی نمیشه.

در این راستا شخصی به نام محمود احمدی نژاد متهم به قتل طبق نامه ای به قوه قضاییه تقاضای پیگیری قتل شهید مذکور را داشته است. به گزارش یک مقام آگاه این متهم ناشناس خود را در برابر خبرنگاران رئیس جمهور ایران نامید که موجبات شادی و تفریح جمع را فراهم کرد. به گزارش خبرنگاران متهم اعلام کرده که رئیس جمهور است و گفته که مدارکش هم موجود است. جوابیه یکی از اعضای عادل دستگاه عدالت به سوال خبرنگار ما در مورد این نامه را در زیل می خوانید:

آقای عادل لطفا نظرتان را در مورد نامه آقای احمدی نژاد بفرمایید:
با سلام. آقای کی فرمودید؟ آها یادم آمد آن طرف را می گویید که فکر می کند رئیس جمهور است؟ آقا برو وقت ما را نگیر اگه ما بخواهیم به نامه هر بی سر و پایی جواب بدهیم که باید کارمان را ول کنیم هی نامه جواب بدهیم. بهتر است شما هم بروید به جای این کارها از خیابانها فیلم بگیرید که کمی هم مردم بفهمند در شهرشان چه خبر است.

h1

رفتار صدا و سیما با شهیدان

ژوئن 25, 2009

مجری صدا و سیما در یک برنامه ویژه خبری د حال نشان دادن فیلم غم انگیز شهادت ندا: اگر دقت داشته باشید یک شخص بی ادب در این صحنه از پشت دوربین بسیجیها را دبوث خطاب می کند. ستاد اطلاعات وزارت کشور در خواست کرده از مردم عزیز که این شخص بی ادب را از روی صدا شناسایی نمایند و مراتب را به اطلاع آن وزارتخانه برسانند تا به سزای اعمالش برسد.

h1

فاس نیوز: ندا را تروریستها کشتند.

ژوئن 25, 2009

فاس نیوز: ندا را تروریستها کشتند.

ما: البته که تروریستها کشتند. تروریستهای مقام عظمی.

به گزارش فارس نیوز قتل ندای مساله دار توسط تروریستها انجام شده. البته دوستان هنوز به این نتیجه نرسیدند که تروریستها دقیقا از کدام نوع باشند ولی تا به نتیجه رسیدن دوستان همین را قبول کنید. به گزارش کارشناسان ما این یک برنامه از پیش تایید شده بوده. در این راستا ما یک مصاحبه با دو تن از کارشناسانمان که فوق تخصص تروریست شناسی و توطعه یابی از دانشگاه آکسفورد دارند ترتیب داده ایم که قرار است از شبکه خبر و برنامه 20:30 پخش شود.

آقای دکتر فوق تخصص لطفا بگویید چرا ندا را تروریستها کشتند؟

بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نستعین. تروریستها جانی وابسته به صهیونیست و موسوی و منافقان و رفسنجانی و … در یک اقدام مذبوحانه آن دختره را کشتند.

خیلی ممنون. ولی آقای دکنتر دلایلتان را که این تروریستهای دشمن این کار را کرده اند بگویید.

ببینید. واضح است. این تکنیک تروریستهاست. در حقیقت در سال 1962 هم آمریکاییها به همین صورت ویتنامیها را می کشتند که نشان بدهند کار انصار حزب الله است. البته خودمان در تلویزیون دیدیم که اسرائیلی ها هم سعی می کردند از همین تکنیک استفاده کنند ولی آدم شجاعی پیدا نکردند که حاضر شود در روز روشن به یک دختر بی گناه شلیک کند پس نتیجه می گیریم کار تروریستهاست.

خیلی ممنون. حالا آقای دانشمند اعظم میشه شما نظر علمیتان را بفرمایید؟

خیلی ممنون. با سلام خدمت مقام معظم رهبری عرض کنم من خودم با اینکه دانشمندم برای حمایت از اسلام آنروز در خیابان بودم که البته کلاه کاسکت داشتم و یک چوب و یک چاقو هم داشتم که با آنها در حال منبت کاری و انجام کارهای هنری بودم که ناگهان با چشم خودم دیدم که یک تروریست صهیونیست که عکس موسوی را در جیبش داشت و مچبند سبز بسته بود با استفاده از یک تفنگ که رویش اثر انگشت رفسنجانی و تونی بلر بود به ندا شلیک کرد.
دقت کنید که فیلمی که CNN نشان داه قشنگ ندا را قبل از کشته شدن میگیرد. حضور چند فیلمبردار در هنگان تیر خوردن همه جای شبهه دارند که نشان می دهد قضیه از پیش برنامه ریزی شده بوده. من خبرهای موثق دارم که فیلم بردار از منافقین کوردل بوده و حتی با ندا هماهنگ کرده بعنی پول هنگفتی داده شده که بعد از تیر خوردن مستقیم به دوربین نگاه کند که صحنه خفن تر بشود و هماهنگ شده بود که اول خونی در کار نباشد تا چهره معصوم تر به نظر برسد بعد خون از دهان بیاید که صحنه احساسی تر بشود که کاملا ثابت می کند همه اینها نقشه از پیش تعیین شده است.

آقای دکتر شما هم نظری دارید؟

البته. من اضافه کنم که اگر دقت داشته باشید پس از شلیک یکی از منافقین از پشت دوربین فریاد میزند “دیوث ها” که حتما اطلاع دارید که این یک اصطلاح انگلیسیست و منافقین و کوردلین برای صدا زدن هم استفاده می کنند. من حتی به خاطر دارم که آقای هاشمی یکبار در مجلسی گفت این تونی بلر دیوث که این هم ثابت می کند پشت پرده خبرهایی بوده.

خیلی متشکر از آقای دانشمند فوق تخصص و دکتر سید پروفوسور که در این گفتگو حضور به عمل آوردید. اگر اجازه بدهید صحبتها را جمع بندی کنم چون وقت برنامه رو به پایان است:
پس ما نتیجه می گیریم که یکی از این دو احتمال وجود دارد که یا ندا توسط منافقان کوردل جهت مظلوم نمایی و تهمت زدن به بسیج که عمرا این تهمتها بهش نمی چسبد کشته شده و یا اینکه اصلا ندا کشته نشده و زنده است. ضمنا اسنادش هم موجوده که بعدا ارائه خواهیم داد.

h1

یکی از رهبران اغتشات شناسایی شده

ژوئن 23, 2009

به گزارش فارس یکی از رهبران اغتشاشات اخیر توسط صهیونیستها شناسایی شده. از بسیجیان مخلص تقاضا می شود صاحب عکس را در اسرع وقت دستگیر کرده و به اطلاعات سپاه تحویل دهند

Yeki az avamele eghteshash

Yeki az avamele eghteshash

h1

بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر

ژوئن 22, 2009

دیروز یکشنبه 22 جون روز عجیبی بود. صبح اومدم سر کار تا کارهای عقب افتادمو جبران کنم آخه هفته پیش بجز خیر خوندن هیچ کار دیگه ای نکرده بودم. به اینترنت که رسیدم سریع رفتم تو بالاترین. لینکهایی می دیدم در مورد ندا و نوشته ها و غم نامه های عدیده – طبیعتا من هم فیلم شهید شدن این دختر معصوم را نگاه کردم و گریستم. اما این پایان ماجرا نبود؛ صحنه شهادت این دختر خیلی عجیب و تاثیر گذار بود از ذهنم بیرون نمی رفت و با خواندن هر کلمه ای که راجع به او نوشته شده بود برای یک بار دیگر زار زار می گریستم. ساعت را نگاه کردم – پنج بعد از ظهر بود و من همچنان می گریستم….

شب با بنفشه نشستیم و کمی شراب نوشیدیم. گفتم اگرکه باده غم دل زیاد ما نبرد – نهیب حادثه بنیاد ما ز جا ببرد ولی انگار هیچ باده ای را یارای نهیب این حادثه نبود. گیلاس اول را به سلامتی روح ندا نوشیدیم. بعدی را به سلامتی باقی شهیدان و بعدی به سلامتی جوانان ایرانی- خلاصه آنقدر گریستیم و نوشیدیم و برای جوانانمان آرزوی موفقیت و برای دشمنان خبیث نفرین فرستادیم تا گذر زمان را متوجه نشدیم. با چشمهایی گریان و حق حق کنان ساعت سه نیمه شب شمعی روشن کردیم و تفالی زدیم.

عجب فالی – راست بود؟ راست است؟؟ انگار حافظ از صبح منتظر بود که حرف یزند. چه زیبا گفت حافظ حال همه ما را. در این شب تاریک نور امید را به من نشان داد. این شعر حافظ که به نیت او بود, تقدیم به روحش. روحت شاد ندا:

بر سر آنم که گر ز دست برآید // دست به کاری زنم که غصه سر آید
خلوت دل نیست جای صحبت اضداد // دیو چو بیرون رود فرشته درآید
صحبت حکام ظلمت شب یلداست // نور ز خورشید جوی بو که برآید
بر در ارباب بی‌مروت دنیا // چند نشینی که خواجه کی به درآید
ترک گدایی مکن که گنج بیابی // از نظر ره روی که در گذر آید
صالح و طالح متاع خویش نمودند // تا که قبول افتد و که در نظر آید
بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر // باغ شود سبز و شاخ گل به بر آید
غفلت حافظ در این سراچه عجب نیست // هر که به میخانه رفت بی‌خبر آید

h1

Please help to stop Itlian gov. from invitin Ahmadinejad

ژوئن 21, 2009

The G8 conference is to be held from 25th to 28th of June in Italy. Iranian prime minister is going to be invited to this conference. Please ask them not to invite him; email to:’uap@esteri.it’.
Below comes a sample email you can send. It is recommended to use your own words. Write the subject in your own words.

To whom it may concern,

We, Iranian civilians, whom our rights are being heavily abused with the illegitimate government of Mr. Ahmadinejad request you not to invite the Iranian prime minister Manouchehr Mottaki for attendance in G8 group by any means. It is widely believed through Iranians inside and outside Iran that the current presidential election result has been a huge fraud and the current government is legitimate based on the Iranian constitution and international laws. Additionally, Iranian government is responsible widely offending human rights including reported death of several civilians at peaceful protests.

Iranian government will consider any official invitation from a European government as a confirmation for brutal suppression of Iranian civilians.

Yours Faithfully,

h1

درسهای تلخ – رای سبز من نام سیاه تو نبود

ژوئن 21, 2009

دو هفته گذشته از زمانی که خامنه ای با راهنمایی مشاوران روسی اش تصمیم به کودتا گرفت، ایران از خواب برخواست. دبو سیاه فاشیست از چهره کریهش پرده گشود و شیطان واقعی را این بار بدون هیچ حجابی به مردم نشان داد. مردم ایران نشان دادند که چه جسارتی دارند. نشان دادند که اخوان ثالث چه خوب ما را شناخته بود که می گفت: ایرانیان اگر چه صبورند و بردبار، شوخند و شاعرند و ظریفند و می گسار، اما به وقت کار چوکوه اند استوار. گر توسن از تحمل ایرانیان شوی، ناگه اسیر پنجه شیر ژیان شوی. کودتاچیان گرچه به زرنگی خود می بالیدند و در خیال خام خود مردم ایران را مانند مردم کره شمالی میدانستند. ایشان می اندیشیدند که چه ماهرانه دارند ما را می فریبند فکر می کردند که چقدر باهوشند که با شیوه های هیتلری در قرن بیست و یک جماعتی که تاریخ دنیا را ساخته اند فریب می دهند. اما این گرگها نمی دانستند سکوت مردم از نجابتشان است. رهبری که اخوان ثالث را ستایش کرده بود؛ اشعارش را جدی نگرفته بود. فکر نمی کرد که گر توسن از تحمل ایرانیان شود، ناگه اسیر پنجه شیر ژیان شود.

این شیر ژیان امروز بیدار شده و مردمی که چو کوه استوار خواهند ایستاد حیرت جهانیان را بر انگیخته اند. مردم مغرور و شجاع ایران! ما تروریست نیستیم، این را همه می دانند ما آزاد زنام و آزادمردانی هستیم. آن شیر ژیانی که بزرگوارانه به کفتارها اجازه داده شکارش را به غارت ببرند. آن شیر ژیانی که چون از جای برخیزد به یک حرکت پشت کفتار خبیث را می شکند. ما مردم ایران امروز چون کوه ایستاده ایم و هنوز گازهای کینه توزانه کفتار را با لبخندی متین جواب می دهیم.

دخترانمان که بر ایشان خرده می گرفتیم که خود را صرف آرایش کردن و عمل بینی کرده اند به ما نشان دادند که چه کوته فکر بودیم. به ما نشان دادند که آرایششان از روی عشق به زیباییست و این زیبایی که در درون آنهاست امروز عیان شد. دخترانی که کفتارهای مسلمان نما وقیحانه در مجالس درسشان به آنها نمره می دادند و با ماشین و اموال شخصی خود مقایسه می کردند نشان دادند که لیاقتشان فقط خداست. نشان دادند که زیبایی را بیشتر از جان دوست دارند و نشان دادند که زاده شده اند تا زیبا باشند و چه زیبا در جلوی صف آزادی جان باختند تا به ما ثابت کنند گلگونه گونه هایشان والاترین متاع است. خونی که دیروز گونه های ندا را رنگین کرد امروز کابوس کفتارهای غاصب شده است.

سفاهت و حماقت کودتاچیان در انجام تقلب و اصرار بر کودتای مضحکشان چنان بود که شانسی برای پیروزی خود باقی نگذاشته اند. کودتاچیان فکر نکردند که خودشان هم برای مشاوران روسشان ارزشی ندارند و در صورت شکست کودتا فقط مهره های یک نقشه ناموفق بوده اند. شکستی که امروز مبرم شده است که دیر یا زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد. مردم ایران امروز دوستان و دشمنان خودشان را می شناسند. بیایید این روزها را واو به واو مکتوب و ضبط کنیم. دوستان و دشمنان تاریخی مردم را بشناسیم. ببینیم نمایندگانمان را در مجلس که در حمایت از دروغ و تقلب خون عزیزانمان را هدیه می کنند. ببینید آیات عظاممان را – آنان که برای یک کاریکاتور خود را پاره می کنند و برای یک کتاب فرمان جهاد می دهند برای حقیقت و راستی و برای خون پاک جوانان این سرزمین پشیزی ارزش قائل نیستند. آنان که دینشان همان سیاستشان است برای خونهای ریخته از نوشتن چند خط ناقابل ابا دارند من نمی فهمم که از چه می ترسند؟ نمایندگان خدایی که خدا را در اولویت چندم پرستش قرار داره اند. می دانیم که برایشان سخت است ولی این روزها باید در تاریخ ثبت شوند تا ما ایرانیان دوستان و دشمنانمان را بشناسیم. دریابیم هنرمندانمان را و دریابیم قهرمانانمان را که با تمام فشاری که متوجه آنان است بدون اینکه هیچوقت ادعایی داشته باشند به حمایت از مردم برخواسته اند. دریابیم دخترانمان را که ثابت کردند چو آهو میمانند ولی دل شیر دارند. دریابیم پسرانمان را که خون سرخشان بی دلیل نیست که بر پرچم ایران نشسته. دریابیم مردمان را که گرچه فکر می کردیم پشت هم نیستیم ولی ثابت کردیم که به وقت کار یکی هستیم و چو کوهیم استوار.

بیابیم این اتفاقات را به فال نیک بگیریم و به عزیزانمان بگوییم که با خونتان بزرگترین درسها را به تاریخ ایران دادید. درسهایی که شاید هیج وقت بدون دادن خون گرفته نمی شد. بیاییم دعا کنیم که حاکمان بفهمند که در این بازی کثیف از همین امروز باخته اند. دعا کنیم آنانی که هنوز غرق در کثافت نشده اند به مردم بپیوندند و نگذارند جانهای بیشتری گرفته شود.

درود بر مردم ایران زمین. درود. درود. درود.